میدان زیستی از دروغ تا واقعیت

میدان زیستی از دروغ تا واقعیت

منتشر شده در 1404/08/16


از دوران باستان، دو دیدگاه متضاد در مورد ماهیت حیات وجود داشته است. دموکریتوس فیلسوف یوناتی که در حدود 460 سال قبل میلاد مسیح میزیسته، که به مبدع کلمه اتم معروف است البته گفته میشود که نظریه تجزیه‌ناپذیری اتم را از استاد ایرانی‌اش "هوشتانه" آموخته‌است؛ طبق نظر آن‌ها همه چیز، از جمله موجودات زنده، از اتم ساخته شدند،اتم‌ها ذرات بسیار کوچکی هستند که از لحاظ فیزیکی (ولی نه از لحاظ هندسی) غیرقابل تقسیمند. میان اتم‌ها فضای تهی است؛ اتم‌ها فناناپذیرند؛ همیشه در حرکت بوده‌اند و همیشه در حرکت خواهند بودو تعداد اتم‌ها و حتی تعداد انواع آن‌ها بی‌نهایت است. تفاوت هر نوع اتم با نوع دیگر؛ در شکل، اندازه و درجه حرارت است در حالی که ارسطو معتقد بود که فرآیندهای حیاتی مستقل هستند و موجودات زنده کل‌های جدایی‌ناپذیری هستندبنیادین هستی را آب، آتش، خاک و هوا می‌دانست،و همچنین به عنصر پنجمی به نام اثیر باورداشت که معتقد بود اجرام آسمانی از آن ساخته شده‌اند. این دو دیدگاه امروزه نیز پابرجا هستند، یکی دیدگاه بیوشیمیایی حیات که با تقلیل‌گرایی مولکولی نشان داده می‌شود و دیگری دیدگاه کل‌نگر که مفهوم میدانی حیات را در بر می‌گیرد.

در علم، مفهوم نیروی حیاتی یا élan vital به دهه 1600 میلادی برمی‌گردد. در ویتالیسم، اعتقاد بر این بود که ماده زنده شامل یک نیروی حیات است: یک موجودیت متافیزیکی ذاتی در حیات که آن را زنده می‌کند. این نیرو در ابتدا غیرقابل اندازه‌گیری و خارج از محدوده علم در نظر گرفته می‌شد. با این حال، اکتشافات بیوالکتریک، این تصور را که این نیرو غیرقابل اندازه‌گیری است، به چالش کشید. تا سال 1850، الکتروفیزیولوژی تجربی مفهوم نیروی حیاتی را با الکتریسیته جایگزین کرد.


با این وجود، بسیاری از متخصصان طب مکمل و جایگزین معاصر همچنان از اصطلاحات و سیستم‌های پزشکی غیرغربی برای احیا نیروی حیاتی یا انرژی حیاتی استفاده می‌کنند. به عنوان مثال، چی (چی) در طب چینی، کی در طب ژاپنی، پرانا در آیورودا و اصطلاحات مشابه در سایر سنت‌های طب بومی وجود دارد. این توصیفات از انرژی حیات از ملاحظات متافیزیکی ماهیت آگاهی و تعامل آن با سیستم‌های ذهنی، عاطفی و فیزیکی سرچشمه گرفته است . در عصر مدرن، مفهوم انرژی حیات جهانی تقریباً همه جا توسط متخصصان انرژی درمانی به کار گرفته می‌شود، که اغلب انرژی حاصل از دستان و سایر قسمت‌های بدن خود را توصیف می‌کنند. همین متخصصان گزارش می‌دهند که از آگاهی انرژی نه تنها برای حس عدم تعادل در میدان‌های انرژی بیماران، بلکه برای تنظیم جریان انرژی و آزادسازی انسدادهای انرژی که مانع روند بهبودی تلقی می‌شوند، استفاده می‌کنند. اکثر شیوه‌های درمانی سنتی معتقدند که بیماری با عدم تعادل انرژی مانند انسداد یا سایر بی‌نظمی‌ها در جریان انرژی در بدن شروع می‌شود.

سیستم‌های طب مکمل و جایگزین مدرن مانند کایروپراکتیک، هومیوپاتی، و استئوپاتی کلاسیک نیز بر اساس اصول نیروی حیاتی بنا شده‌اند. درمان در این شیوه‌ها شامل بازیابی یا متعادل‌سازی مجدد نیروی حیات برای ارتقای بهبودی میباشد.

فهوم میدان زیستی ابتدا در جنین‌شناسی به عنوان یک الگوی اطلاعاتی زیربنایی برای توضیح فرآیند مطرح شد. دکتر الکساندر گورویچ، بافت‌شناس اوکراینی، اصطلاح میدان مورفوژنتیک را برای توصیف فرآیند بسیار منسجم و پویایی که به نظر می‌رسید هدایت‌کننده رشد جنین در حال رشد و همچنین بازسازی بیولوژیکی است، ابداع کرد. گورویچ همچنین تابش میتوژنتیک، انتشار نور فرابنفش در طول تقسیم سلولی در ریشه‌های پیاز را کشف کرد. از سال 1900 تا 1950، دیگر زیست‌شناسان برجسته رشد از جمله هانس دریش، پاول وایس و دیگران از همین دیدگاه پیروی کردند. وایس ، که کشف کرد اگر بخش‌هایی از بافت جنینی را حذف کند، میدان مورفوژنتیک بدون تغییر می‌ماند، پیشنهاد کرد که میدان زیستی یک ویژگی جامع از کل ارگانیسم بدانیم. این جنین‌شناسان اولیه مفهوم میدان مورفوژنتیک را که هدایت‌کننده رشد است به نام خود ثبت کرد.

مفهوم میدان زیستی خیلی زود به عنوان موجودیتی که «اجسام زنده را احاطه کرده و در آنها نفوذ می‌کند» مورد توجه قرار گرفت، همچنین برای آزمایش تناسب آن با مفاهیم سطح کلان از جمله گایا(مدلی است که سیاره زمین را به عنوان یک موجود زنده واحد، با تمام اجزای زنده و غیرزنده اش، در نظر می گیرد)، مدلی از سیاره ما به عنوان یک سیستم پیچیده و خودتنظیم، توصیف شده است. بنابراین، در این برهه از زمان، مفهوم « میدان زیستی » ممکن است بهتر باشد در شکل جمع آن «بیوفیلد» در نظر گرفته شود. از این منظر، این اصطلاح می‌تواند همچنان به طور مفید در طیف وسیعی از رشته‌ها، چه به شیوه‌های مبتنی بر شواهد و چه به شیوه‌های نظری، از جمله بیوفیزیک، زیست‌شناسی سلولی، درمان‌شناسی و بوم‌شناسی، به کار گرفته شود.

مجموع تحقیقات در مورد بیوفیلدهای ، همانطور که در بالا ذکر شد، از کشف اولیه گورویچ در مورد انتشار نور فرابنفش در طی تقسیم سلولی پیروی کرد. مطالعات اخیر شواهدی را برای انواع فرآیندهای تنظیمی با واسطه بیوفوتون، از جمله ارتباط سلول با سلول، سنجش جهت‌گیری سلول با سلول، ترشحات انتقال‌دهنده‌پیغام های عصبی ، تعدیل فعالیت تنفسی در گلبول‌های سفید خون و جوانه‌زنی سریع بذر گزارش کرده‌اند. این یافته‌ها، و همچنین نتایج تحقیقاتی که انتشار بیوفوتون را با فیزیولوژی انسان مرتبط می‌کنند، وجود میدان‌های بیوفوتون منسجم که نقش‌های اساسی در سیگنالینگ بین سلولی(سیگنالینگ سلولی فرآیندی است که در آن سلول‌ها با هم و با محیط خود ارتباط برقرارمیکنند) و سلامت انسان ایفا می‌کنند را نشان می‌دهند.

به طور کلی‌تر، طیف گسترده‌ای از فعالیت‌های بیوالکترومغناطیسی شناسایی شده‌اند که اغلب با انرژی‌های برهمکنش بسیار پایین‌تر از نویز حرارتی مرتبط هستند و اثرات بالینی قابل توجهی از جمله افزایش رشد، ترمیم زخم، بازسازی و کاهش درد و التهاب ایجاد می‌کنند.

برای کسب اطلاعات بیشتر به مطالب ذیل مراجعه کنید.

https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/24767262

https://www.medicalnewstoday.com/articles/biofield-therapy

https://www.researchgate.net/publication/261915749_Biofield-based_Therapies_A_Systematic_Review_of_Physiological_Effects_on_Practitioners_During_Healing#:~:text=Practices%20such%20as%20%E2%80%9CReiki%E2%80%9D%2C,neurovegetative%20feedback%20system%20of%20regulation.

https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC4654789/

 

برچسب ها
میدان زیستی
نیروی حیات
چاکرا
بیوفوتون
طب مکمل
طب جایگزین
0